سال بلوا؛ وقتی عشق، ترس و یک شهرِ خاموش به جان هم میافتند
بعضی کتابها را فقط نمیخوانید؛ زندگیشان میکنید.
«سال بلوا» نوشتهی عباس معروفی یکی از همان رمانهاست؛ داستانی که در ظاهر روایت یک عشق است، اما هرچه جلوتر میروید، متوجه میشوید پشت این عشق، قصهای بزرگتر دربارهی ترس، قدرت، سنت، تنهایی و آدمهایی پنهان شده که هرکدام به شکلی قربانی زمانهی خود شدهاند.
داستان با زندگی نوشآفرین آغاز میشود؛ دختری که همراه خانوادهاش به شهر سنگسر میآید و در آنجا با حسینا، کوزهگری متفاوت و مرموز، آشنا میشود. اما این فقط آغاز ماجراست. شهری که معروفی ساخته، شهری است که مردمش از یکدیگر میترسند، شایعه در آن نفس میکشد و عشق هم میتواند به اندازهی یک شورش خطرناک باشد.
و شاید همین جمله کوتاه، تمام حالوهوای این عشق را نشان دهد:
««چرا فرار میکنی؟»
«میترسم.»
«از من؟»
«نه، از عشق.»»
در «سال بلوا»، عشق فقط یک احساس شیرین نیست؛ گاهی چیزی است که آدم را مجبور میکند با تمام ترسهایش روبهرو شود.
عباس معروفی با رفتوآمد میان گذشته و حال، قصه را مثل تکههای یک پازل کنار هم میچیند. روایت رمان در هفت شب شکل میگیرد و کمکم گذشتهی شخصیتها و فضای ملتهب شهر آشکار میشود.
یکی از جذابترین ویژگیهای کتاب همین است: هیچچیز آنقدر ساده نیست که در نگاه اول به نظر میرسد.
حتی یک جمله ساده میتواند ساعتها در ذهن شما بماند:
««شک، اساس ایمان است.»»
یا جایی دیگر:
««نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید.»»
این جملهها فقط دیالوگ نیستند؛ بخشی از جهان فکری رماناند؛ جهانی که در آن آدمها میان عشق، ترس، قدرت و انتخاب گرفتار شدهاند.
چرا «سال بلوا» ارزش خواندن دارد؟
اگر به رمانهایی علاقه دارید که فقط یک داستان عاشقانه تعریف نمیکنند و شما را وادار میکنند دربارهی شخصیتها، جامعه و انتخابهایشان فکر کنید، «سال بلوا» انتخابی جدی است.
این کتاب دربارهی عشق است، اما فقط دربارهی عشق نیست.
دربارهی زنان است، اما فقط دربارهی زنان نیست.
دربارهی یک شهر است، اما قصهی یک شهر نیست.
در دل داستان، موضوعاتی مثل قدرت، فقر، ناامنی، سنت، سرکوب و ترس اجتماعی هم حضور دارند و همین باعث شده «سال بلوا» فراتر از یک رمان عاشقانهی معمولی باشد.
و شاید یکی از زیباترین توصیفهای کتاب این باشد:
««نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید.»»
چون گاهی یک نگاه، یک تصمیم و یک عشق میتواند مسیر زندگی آدمها را برای همیشه تغییر دهد.
اگر قرار است فقط یک رمان از عباس معروفی بخوانید...
سال بلوا را دستکم نگیرید.
این کتاب از آن رمانهایی نیست که چند صفحه بخوانید و کنار بگذارید. ممکن است با نوشآفرین عاشق شوید، با حسینا نگران شوید و با فضای سنگین شهر احساس خفگی کنید؛ اما مهمتر از همه، احتمالاً بعد از تمام کردن کتاب، بعضی جملههایش هنوز در ذهنتان باقی میماند.
مثلاً:
««آدمها از ترس وحشی میشوند.»»
شاید همین جمله، یکی از کلیدهای فهم دنیای «سال بلوا» باشد.
اگر دنبال رمانی هستید که هم عاشقانه باشد، هم تلخ، هم عمیق و هم تا مدتها در ذهنتان بماند، وقت آن است که «سال بلوا» را ورق بزنید.
سال بلوا | عباس معروفی
رمانی برای کسانی که میخواهند فقط داستان نخوانند؛ بلکه در دل داستان زندگی کنند.
برای مطالعه و تهیهی کتاب، میتوانید «سال بلوا» را در تابان سیتی جستوجو کنید .
دیدگاه خود را بنویسید